نخستین لشگر کشی مسلمانان
اول غزوی که پیغامبر علیه الصلوة و السلام کرد
پس اول غزوی (1) که پیغامبر کرد آن بود که حمزة بن عبد المطلب (2) را بفرستاد با سی سوار از جمله مهاجرین، واول سپاهی که اندر مسلمانی بیرون شدند این بودند. و روز هفتم بود ازماه رمضان و ماه هفتم بود از هجرت. و پیغامبر علیه السلام لوای (3) سپید بربست بر دست خویش. و مر حمزه را داد و او را گفت به لب دریا شو و کاروانی می آید از مکه و با او خواسته (4) بسیار است مگر بتوانی آوردن
حمزه برفت تا به لب دریا برسید، چون آنجا برسید کاروان خود از پیش آنجا فرو آمده بود. پس چون حمزه برسید آن دهقان کدخدای آن ده بود و دوست حمزه بود و هم دوست بوجهل بود. چون خبر حمزه به دهقان آوردند زود برخاست و پیش حمزه آمد، او را آگاه کرد از حال آن کاروان، و بگفت که سیصد سوار با بوجهل (5) است، و اندرین ده پانصد یا ششصد مرد است، و این مردمان ده او را یاری دهند، و تو که حمزه ای با او چیزی نتوانی کردن، و من نصیحت تو آن دانم که برگردی و این کار همچنین بر جای بازمانی. حمزه را این سخن دهقان صواب آمد، و یاران را گفت کاری که آن را بسر نتوان برد صواب باز گشتن باشد. حمزه بر گشت و بوجهل کاروان به مکه برد
ترجمه تفسیر طبری (6)، مجلد سوم ، صفحه یِ 639
-----------
ا-غزوه: جنگ 2- حمزه: عموی پیامبر، ثوبیه که آزاد کرده ابوجهل بود هم محمد و هم حمزه را شیر داده بود که از این رو با پیامبر برادر رضاعی بود. 3- لوا: پرچم، علم، بیرق 4- خواسته: زر، مال، کالا 5- بوجهل: ابوجهل، عمربن هشام که کنیه اش قبل از اسلام ابوالحکم بود و پیامبر لقب ابوجهل بر او نهاده بود. 6- ترجمه تفسیر طبری: کتابی است ارزشمند در ترجمه و تفسیر قرآن که در بردارنده مطالب تاریخی بسیاری است. این کتاب را شش تن از دانشمندان ماوراء النهر در زمان سلطنت منصور بن نوح (350 – 365 هجری) به پارسی برگردانده اند. این کتاب به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی چاپ شده است
ا-غزوه: جنگ 2- حمزه: عموی پیامبر، ثوبیه که آزاد کرده ابوجهل بود هم محمد و هم حمزه را شیر داده بود که از این رو با پیامبر برادر رضاعی بود. 3- لوا: پرچم، علم، بیرق 4- خواسته: زر، مال، کالا 5- بوجهل: ابوجهل، عمربن هشام که کنیه اش قبل از اسلام ابوالحکم بود و پیامبر لقب ابوجهل بر او نهاده بود. 6- ترجمه تفسیر طبری: کتابی است ارزشمند در ترجمه و تفسیر قرآن که در بردارنده مطالب تاریخی بسیاری است. این کتاب را شش تن از دانشمندان ماوراء النهر در زمان سلطنت منصور بن نوح (350 – 365 هجری) به پارسی برگردانده اند. این کتاب به تصحیح و اهتمام حبیب یغمایی چاپ شده است





